تبليغاتX
کتی کوچولوی کنکوری
              

 

سلام.

 

منم.بله.تعجب نکنید.همون کتی کوچولوی .....

 

نه نه.اصلا.فکر بد نکنید.من دیگه کوچولو نیستم.کنکوری هم نیستم.

 

ولی زیاد ذوق نکنید دوستان.زیرا باز هم دست سرنوشت منو از شما دور نموده.

 

و باز هم باید غم دوری مرا تحمل بنمایید.

 

سعی میکنم هر وقت تونستم در اولین فرصت برم سر سیستم خرابات و مولود براتون

 

هم پست بزنم هم نظر بدم.دقیقا مثل الان.

 

این جوری به صرفه تره.در مورد من یه وقت فکرای بد نکنید.

 

شما اصلا نگران نباشید.من نظرات شما رو میخونم.

 

حتما بیاین و برای دلگرمیم نظرات سازنده و 10 ....15 تایی بدید.

 

خوشحال خواهم شد.

 

جان شما و جان وبلاگ خوب و پر بار من.خجالت نمیکشید من بعد از یک سال

 

برگشتم میبینم .... تا نظر دارم.شما نمیگید من کنکوریم  افسردگی میگیرم؟

 

شاید کارت نداشتم.تو این یک سال بیام براتون نظر بدم.

 

شما نباید یه سر به من بزنید و برای تقویت روحیه ی لطیف من یه حداقل 200 تا نظر بدید؟؟؟؟؟

 

واقعا که !!!!!!

 

من کنکوری بودم.شما چی؟؟؟؟؟؟

 

از تمامی دوستان گرامی که در این مدت یک سال با کمک های

 

نظری ، غیر نظری ، نقدی !!!! خود ، باعث تسلی خاطر این جانب

 

شدند کمال سپاس گذاری را ....(؟) فعلش یادم نمیاد.خودتون یه فعل مناسب جاش بذارید.

 

مطلب علمی :

 

"چیپس : تنها چیپس را می توان سر میز غذا با دست برداشت و خورد.

 

البته به آرامی ، دانه به دانه و فقط با دوسر انگشت."

 

                          منبع: آداب معاشرت برای همه.

 

این هم مطلبی بود از یک کتاب.یادتون باشه چیپس رو با مشت هرگز نخورید.مخصوصا وقتی میزنید تو

 

ماست.این نکته اخلاقیه مهمیه.یادتون نره.

 

کلام آخر :

 

"در اتوبوس ، مطب و سایر مجامع عمومی بهتر است جای خودتان را به مسن ها بدهید."

 

                    منبع:همون کتاب بالا.

 

 

هرچند دیگه کنکوری نیستم.اما برای تنهایی های من دعا کنید.

 

باز هم همچنان..........................التماس دعا.

 

                     

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 1:32  توسط کتی  | 

سلام.اره منم.همون کتی معروف.(تواضع)

اومدم این عید بزرگ و قشنگو به همه تبریک بگم.

به اونایی که دلای قشنگشون پر از عشقه به حضرته.

به اونایی که چشماشون به راه اومدن یه مسافر اشناست.

به همه ی کسایی که معنی این عشق رو فهمیدن.

             عید همه تون مبارک.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 17:39  توسط کتی  | 

سلام.

منم کتی کوچولو ولی دیگه کنکوری نیستم.البته امیدوارم.

حالا دیگه رهای رها شدم.البته تا قبل از اومدن

جواب کنکور.

وااااااااااااااااااااااااااااای که چقده خوبه آدم درس نداشته باشه

از همه ی دوستای گل و مهربون و مخصوصا از خرابات و مولود

ممنونم که تو این مدت زجر آور همراه من بودید و تنهام نذاشتید.

و در انتها:فریاد آزادی

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

از این که گوشا تون آسیب دید منو ببخشید.

حالا دیگه از این به بعد تا روز اومدن نتیجه دستاتونو

همون جور رو به آسمون نگه دارید.پایین نیارید دستاتونو ها.

واااااااااای همه تون مهربونید.خیلی.

همچنان دعا یادتون نره.

 

         کتی کوچولو

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 16:32  توسط کتی  | 

کتی جونم سلام.

این پست رو بی اجازه ت زدم.می دونم که الان

سرت خیلی خیلی شلوغه.

درس و فکر کنکور و هزار تا خیال

هر کی ندونه من می دونم چی می کشی الان.

کتی جونم واست ارزوی موفقیت دارم.

هم تو کنکور درسیت که کوچکترین امتحان مهم

زندگیت می تونه باشه و هم تو تمام امتحانات بزرگ زندگیت.

کتی جونم با اعتماد به نفس کامل و با اراده و توکل بر خدا سر جلسه

حاضر شو.

دعا می کنم برات.

برای تو، زهرا() و همه ی کسایی که می شناسم یا نمی

شناسم

ولی از این مطمئنم که اونا هم دلهره ی این کنکور لعنتی رو دارن.

عزیزم!بدون که کتی دانشجو بشی یا همون کتی کوچولوی خودمون

در هر صورتی برامون عزیزی و دوست داریم.

مهم اینه.مگه نه.

دوست دارم و امیدوارم هیچ غمی هیچ وقت تو دل کوچیک و مهربونت

خونه نکنه.

 

 یه دوست همیشه مهربون()

           

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 0:3  توسط کتی  | 

 

سلام خرابات جونم.

گفتم شاید نتونم جمعه بیام.

الان تو زنگ تفریح اومدم بهت بگم:

تولدت مبارک.

شاید روز تولد دعا بهتر مستجاب بشه.

پس یادت نره.جمعه حتما برام دعا کن.

آخه کنکور داره لحظه به لحظه نزدیک تر می شه.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 23:0  توسط کتی  | 

سلام به همه ی دوستای گلم.

اومدم شما رو هم تو جشن کوچولو ولی پر از فکر و خیال همراه

 با کادو های علمی مثل کتاب و جزوه و کاغذ قلم و..............

شرکت بدم.

این کیک تولدمه.قابلتون رو نداره.البته منو خراباتی و مولود دیگه چیزی ازش

باقی نذاشتیم.

 

ببخشید.خیلی ضایع عکس گرفتیم.سه تامون کیک رو که دیدیم

 

دیگه اطرافش رو ندیدیم.

پشت صحنه رو بی خیال شید.خود کیکو بچسب.

 

نوش جان.

 

     کتی کوچولوی تولد دار غصه ای برای کنکور

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 23:33  توسط کتی  | 

ای ستاره ی سه شنبه های انزوای من

با دو دست مهربان خود چه می کنی؟

ده سوار دست های خویش را

تا کدام شهر می بری؟

***

گاه تند و پای کوب

پای بر سر چه می زنی؟

و آن کبوتران سرخوش سپید را

در درون پیرهن

با چه چیز دانه می دهی؟

زلف سرکش تو آبشار نور و زندگی ست

ساق دلکش تو آهوی دلیر من

رقص ساده ی تو در فضای شب رها...

ای ستاره ی شب دراز انزوای من.

             "حسن هنرمندی"

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 1:23  توسط کتی  | 

ساقیا آمدن عید مبارک بادا

سلام

 

سالی خوب و پر از موفقیت برای همه تون ارزو می کنم.

امیدوارم با توکل به خدا و توسل به ابا عبدالله و دعای شما

سالی خوب برای دوستام و من هم باشه.

بازم می گم.دعا یادتون نره یه وقت.

سال نو تون مبارک

"کتی کوچولوی کنکوری بی عید"

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 2:33  توسط کتی  | 

یه سلام دوباره.

وبازم ممنون از دوستای گل و مهربونم که همیشه منو شرمنده ی لطفشون می کنن.

دیدم داره عید می شه گفتم بیام منم تبریک بگم.اره امسال عید هم می تونه مثل همه ی

عید ها سبز و قشنگ باشه.اما واسه منو هم دردای من وقتی سال تحویل می شه که از

جلسه ی کنکور خارج بشیم.اون موقع عید ما شروع می شه.اومدم بگم دوستای گل!

وقتی سر سفره هفت سین نشستید و دعای تحویل سال رو می شنوید این کتیه کوچولو

رو به یاد بیارید که باید بعد از دیلینگ دیلینگ تحویل سال دوباره بره سر کتاب دفتر.حتی

امسال عیدیشم یه عالمه جزوه ی درسیه.خدااااااااااااااااا !کی راحت می شیم.

دعام کنید.می گن لحظه ی تحویل سال دعا بهتر مستجاب می شه.دعام کنید بتونم

سربلند از این امتحان بیرون بیام.البته نه فقط منو.همه ی دوستامو دعا کنید.

زهرا چرندیاتی جوووونم.بابک مهربون.غزل خوب.مارال جون جونی و همه ی کنکوری های

فلک زده.

دیگه سفارش نکنم.دعا یادتون نره.

ممنون از همه "کتی کوچولوی کنکوریه جزوهای"

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 23:27  توسط کتی  | 

سلام ای مه سپید

چه زود می گذری

من از کویری می آیم که به هنگام مهرگان

خواب باران می بیند

و گیاهی در آن می روید

که در ، وهم

از تیره ی گیاهان آبزی است.

سلام ای مه سپید

آوند این نبات تشنه ، تو را می خواند.

"فرخ تمیمی"

"محتاج دعای شما خوبان:کتی کوچولو"

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 0:13  توسط کتی  |